سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

134

تاريخ ايران ( فارسى )

دورهء متمادى با آريانهاى هندوستان اشتراك مذهبى و فرهنگى داشته و دورهء مزبور تا نزديك باوقاتيكه اينك ما از آن گفتگو ميكنيم امتداد داشته است . آريانهاى هندوستان كتاب آسمانى داشتند كه آن را ويداز يا معرفت ميخواندند و اين عبارت است از مجموعهء زايد بر هزار سرود كه فاتحين آريانى قديم و پنجاب آنها را ضبط كرده بودند و چون بدورهء قديم هندوستان كه كتاب مذكور ترتيب داده شده رجوع ميكنيم مىبينيم مانند ايرانيها در مرحلهء نشوونما بوده‌اند و همانطور قواى طبيعت را پرستش ميكردند . خدا را هردو طايفه بيك اسم ميخواندند و اين امر چنان كه ادواردس « 1 » اشاره مىكند دليل بر آنست كه معبودهاى آنها يكسان بوده‌اند . يكى از اسامى پروردگار آسورا بوده كه در سانسكريت آسورا ولى در اوستا اهورا تلفظ ميشده و بمعنى خداوند بوده است . اسم ديگر دايوا « 2 » بوده كه به سانسكريت دواو در اوستاديوا « 3 » ميگفتند و اين لفظ همان كلمهء هند و اروپائى است كه بمعنى وجود آسمانى است و كليهء السنهء آريانى اين كلمه را بمعنى خداوند به كار برده‌اند بدينطريق كه در زبان يونانى تئوس و در لاتينى دئوس و در فرانسه ديو و انگليسى ديتى گفته‌اند . در همان ابتداى دورهء ويداز خداوندانى كه موسوم به اهورا و ديوا بودند در نزد قبائل آريانى در مقام معبوديت باهم رقابت داشتند مثلا در هندوستان ديواها سمت تقديم و برترى داشتند و آسوراها در ويداى بعدى بمنزلهء شياطين محسوب ميشدند . از طرف ديگر در ايران اهوراها سمت رجحان و برترى داشتند و احساسات مذهبى ايرانيان به اهورا علاقه گرفته و مقاميرا كه در هندوستان به آسورا ميدادند ايرانيها براى ديواها قائل شدند . افسانه‌هاى هندى ايرانى يما يا جمشيد بعضى داستانها هم هست كه هردو كشور مشترك است « 4 » و مهم‌تر از همه ظاهرا قصهء يماى دلاور مىباشد كه اصلا يكى از اسامى آفتاب در هنگام غروب بوده است و در او نيز چنان كه ماتيو آرنولد « 5 » شيرين بيان مىكند چنين عقيده داشتند كه اول كسى بوده كه مردم را دلالت و راهنمائى كرده و اول كسى بوده كه بر منزل وسيع مرگ رسيده و بنابرين

--> ( 1 ) - Edwards . ( 2 ) - Daiva . ( 3 ) - Daeva . ( 4 ) - در فصل دوازدهم اين كتاب دوباره اينموضوع مطرح خواهد شد « مؤلف » . ( 5 ) - Matthew Arnold .